پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

37

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

پيش از بررسى متون مقتل‌هاى عمدهء فارسى و كتب تاريخى و نثر نوشته‌هاى عاشورايى كه مطالبى پيرامون قيام ماندگار امام حسين ( ع ) و جريان شكل‌گيرى اين نهضت الهى و رخدادهاى روز عاشورا دارند ، لازم است از متون كهن منثور ديگرى در زبان فارسى ياد كنيم كه كوتاه و گذرا ، پاره‌اى از فضايل اخلاقى و كرامت‌هاى وجودى آن حضرت را به تصوير كشيده‌اند . غالب اين متون كهن اگرچه ارتباطى با رخداد شگرف كربلا ندارند ، ولى هر از گاه در جايى كه مقام سخن ايجاب مىكرده است از آن امام همام و قيام او به نيكى و بزرگى ياد كرده‌اند كه به خاطر قدمت تاريخى داراى اهميّت فراوان‌اند و ما به نقل پاره‌اى از آنها بسنده مىكنيم . 1 . ترجمهء رسالهء قشيريّه رسالهء قشيريّه تأليف عبد الكريم بن هوازن قشيرى ( 376 - 465 ) كه در نيمهء دوم سدهء ششم و يا در نيمهء اوّل سدهء هفتم هجرى از زبان عربى به فارسى ترجمه شده ، از متون كهن و معتبر در زبان فارسى و عرفان اسلامى است . مترجم اين اثر گرانسنگ نامشخص است ولى از شيوهء نگارشى او برمىآيد كه از چهره‌هاى ممتاز علمى و ادبى زمان خود بوده است . در اين اثر ، دو حكايت از حسين بن على ( ع ) آورده شده كه حائز اهميّت است : حسين بن على ( ع ) را گفتند : ابوذر همى گويد كه درويشى را دوستر دارم از توانگرى ، و بيمارى را دوستر دارم از تندرستى . گفت : خداى تعالى بر ابوذر رحمت كناد ؛ من همى گويم هر كه توكّل بر نيكويى اختيار خداى كند او را بر اختيار خداى ، اختيار ديگر نبود . « 1 » حسين بن على ( ع ) جايى رسيد . چند كودك آنجا بودند . پارهء چند نان داشتند . حسين را

--> ( 1 ) . رسالهء قشيريّه ، به تصحيح بديع الزّمان فروزانفر ، تهران ، ص 299 .